يحيى دولت آبادى
353
حيات يحيى ( فارسى )
كه شاه از روى حق و انصاف مجلس را خراب كرد و مشروطه را برافكند تمام خلق صلح و سلامتطلب ايران هم چه در مركز و چه در ولايات با عقيدهء شاه همراهند و از دست مشتى آشوبطلب كه بعنوان مشروطهخواهى مملكت را آشوب كرده آتش فتنه را برافروختهاند در عذاب بودهاند و اكنون خوشحالند كه بنيان فتنه و فساد بركنده شده پايهء كارهاى مملكت در جريان عادى خود افتاد در صورتى كه خوانندگان كتاب من ميدانند نقشهء آشوب مملكت در دربار كشيده شد و طوفان فتنهانگيزى و قتل و غارت از دربار برخاست براى پيشرفت نكردن كار حكومت ملى و براى برچيدن بساط مشروطيت و اگر نبود تحريكات دربارى و خارجه همان مشروطهء ناقص و آلوده باغراض اشخاص ما نظر بسلامت نفس و حس اطاعتى كه در تودهء ملت ايران هست اثر نيكوى خود را بخشيده ميوههاى شيرين بار ميآورد چنان كه يك نظر بعمليات قانونگذارى مجلس اول با بىتجربگى كه داشت اين مدعا را ثابت مينمايد در اين صورت اگر تمام ولايات ايران بعد از توپ بستن بمجلس ساكت مانده تسليم حكومت استبدادى باغشاه و اداره قزاقخانه روس ميشدند و از هيچ سر صدائى بلند نميشد تير تدبير حقشكنانه درباريان بهدف آمده بآرزوى خود رسيده بودند ولى خدا نخواست بذرى كه با هزار مشقت پاشيده شده و با خون حساسترين فرزندان اين مملكت آبيارى گشته است از ميان برود اين است كه اين سعادت نصيب آذربايجانيان شده نغمه مخالفت از آن سرزمين بلند ميگردد و بعالميان ثابت ميكنند اقدامات حكومت باغشاه جابرانه بوده و قتل و غارت بهارستان از روى بغاوت و ستمكارى و با يك مشت مردم صلحطلب و حقجو كه فقط در راه آزادى ملت و سعادت مملكت از همهچيز خود صرفنظر كرده براى احقاق حق مشروع خويش قيام نمودهاند با سرنيزه بيگانه نبايد طرف شده خون آنها را ريخت كعبه آمالشان را خراب كرد و بمقدساتشان بيحرمتى نمود . كدام قومند از متمدنترين اقوام عالم كه در ميان آنها يك عده شرور و خودخواه نيست اگر در ميان چند هزار نفر آزاديخواه ايران فرضا چند نفر مفسد يا تقليد ناقصكننده بىتجربه يافت بشود دليل نيست كه آن قوم بتمامه مفسد و فتنهجو بوده